- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:31
چند روز اپ نکردم ؟ خودم حس میکنم یجور دیگه شدم کلا هیچوقت که انرژی ندارم از دستام استفاده کنم هیچی تو مَد اینقد میخندم رودم میریزه بیرون از شدته خنده ها میرسم خونه سردرد دارم حال ما خوب است همچنان اسم میم میاد دلم میخواد بمیرم یه خوابای عجیبی هم دیدم اَه محیم شبیه هیولا شده بود اینقد که ازش میترسیدم...
خجالتی یا احمق مسئله این است. - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 8:24
سه شنبه شد دوشنبه و رفتم. یه نصیحت از من حقیر. ببینین کسیو ندیده اشنا نشده بش نگین خوشتون میاد ازش که به گه خوردن میوفتین خب؟ یک عدد کثمشنگ بود که حرف زدن بلد نبود اصلا. یک ساعت پیشش بودم و تمام تایم رو از روی یه کتابی تو گوشیش ازم سوال میکرد، اه مرتیکه 25 ساله ی کثخل تو فکر اینم سیکشو بزنم + تو این...
روز اول - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 8:24
با بدبختی یا بی بدبختی از سر گذشت نشستم دو ساعت گات دیدم تا شاید ادم شم بعدم رفتم حموم که شاید گه هایی که از عرق رفته بم بره. بعد اومدم اشپزی کنم سر پودر سوخاری ننم با غرغر رید بهم. وسط اون همه اشپزی
دیوانه شدم! نه؟. - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:11
چی بگم از این دل تنگم چی بگم؟ هیچی ندارم والا، البته حرف که زیاده کلمه کمه. عین رو فرستادم پی زندگیش به قول دوست میم اینم مثل بقیه بی تعارف رف! بنابراین حس میکنم تفاله میخورد که تو عشق اول من هستی. خلاصه بای د وی زندگی بس سخت و طاقت فرساست که سرم گیج میره عجیب. این روزا آدمای زیادی بهم گفتن که ازت خ...